
(گروس عبدالملکیان)
تمام شد ! پرونده ی این جا بسته شد. دوست دارید باور نکنید ولی حقیقت چیزی جز این نیست. گفته بودم حس ویرانگری ام بعضی وقت ها بالا می زند. شاید "عقده های حقارت " من هم اینگونه خودش را نشان می دهند. مهم نیست. مهم این است که تمام شد !
به کسی برنخوره بر نخوره / من یکی پنجره مو می بندم
این همه پنجره ی باز بسه / من به قاب آینه می خندم
(شهیار قنبری)
زن نبود. من نبودم، حتی گمش. یک نفر نمی خواند. من سرود نمی شدم. تو می لرزیدی ... همه چیز می تواند به مثلث هایی ختم شود که هیچ وقت دایره نبوده اند! همه چیز می تواند آن قدر بی تفاوت باشد که " رد می شم از خودم / با بی تفاوتی* "
- اعتیاد چیز بدیه عزیزم.
- "ما به هم معتادیم / عاشق اما هرگز / تا لبِ خطِ سقوط / تا چراغِ قرمز**"
- تو نبودی می گفتی معتاد نمی شم؟
- نه خب.اگه هم معتاد بودم، ترک کردم. ولی بابام هم می گه تو بیشتر حرف می زنی تا عمل کنی.
- حرفتو زدی؟
- این بار آره! می ترسیدم تا آخر عمرم پشیمونی بکشم.ولی دوست داشتم بفهمه که این یه حسه شخصیه و می تونه ربطی به دوستی مون نداشته باشد. فکر می کردم این یکی باید بفهمه ولی انگار نفهمید. شایدم من یه جایی اشتباه کردم.
- مشکل خودته که نمی توونی عاشق شی. مثل همه ی مردم. ببین مردم چقدر می تونن هر روز تازه ترش رو تجربه کنن و به روشونم نیارن.
- بس کن! خسته شدم از این بحث های مزخرف. زندگی من همینطوری خوب و درسته. یه بار هم نزدیک عاشقی شدم بسمه!
- متوهم مغرور!بگذریم. به نظرت چرا اینقدر دنیای مشکوکیه؟
- "وقتی تو نباشی من به من...." به زندگی، شعر ....
- خفه مان کردی ها ...
- خفه گی داره خفه ام می کنه. خسته ام.
- منم خسته ام.
-تمومش بکنیم؟
- تمامم کن!
پی نوشت :
* -این
** - ترانه ای از حسن علیشیری
این ترانه ام را دوست دارم و فقط هم برای صدای آرش است. حیف هنوز ملودی و ترانه کامل نشده اند و فرصتش را هم نداریم! آخرین برگ این زن نامه هم تقدیم به شما :
همیشه رفیق! نگو من، نگو ما ..... نمی شه رفیق
همیشه رفیق! نگو حبس سرما ..... نمی شه رفیق
همیشه رفیق ! نگو لب، نگو تب ... نمی شه رفیق
همیشه رفیق ! نگو مرگ عقرب ... نمی شه..............................رفیق !
...و من نبودم ...اما! که زن نبودی .... اما!
به لب رسیدم از کی؟ که من نبودی ...اما
چقدر گنگه این ما که با تو منگ بودم
و تو نبودی ...
اما
شبیه سنگ بودم
لبخند بزنید و سعی کنید اینجا را فراموش کنید و دیگر هوس نکنید هر شب اینجا را باز کنید که اتفاق تازه ای افتاده باشد. این هم می تواند به راحتی سهمی از فراموشی های روزمره تان باشد ! تمام!