تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - رسم زندگی همینه : گاهی سخته گاهی ساده !
۱ ) من اصلا فکر می کنم چیزی به نام تواضع وجود نداره !

۲ ) - اینجا رادیو و تلوزیون هم ندارین؟
- نمی ذارم اینطور چیزای پیش پا افتاده منو از زندگی بندازه .

۳ ) ادبیات که قرقره کردن ِ زندگی نیست . ادبیات خلق کردنشه . ادبیات از زندگی بالاتر می ره .

۴ ) - از کجا می دونین حقیقت یک چیزی بیشتر از دروغ به آدم می ده؟
 - حقیقت آقای زنورکو . حقیقت !
- مغازه رو اشتباه گرفتین . من یک جاعلم . توی مغازه ی من حقیقت پیدا نمی شه .

۵ ) مردن ناراحتم نمی کنه اگه بتونم چیزی بنویسم !

۶ ) ما به دروغ احتیاج داریم  . ما زندگیمونو مدیون زنده ها هستیم !


اینها دیالوگ هایی از نمایش " نوای اسرار آمیز " نوشته ی اريك امانوئل اشميت است که به کارگردانی سهراب سلیمی تا جمعه شب در تالار چهارسوی تئاتر شهر از ساعت ۱۹ اجرا می شود . از همین نویسنده و با همین کارگردان قبل از این نمایش " خرده جنایتهای زن و شوهری " اجرا شده بود . هر دو نمایش از کارهایی هستند که در بین کارهای محبوب من قرار می گیرند . شما را به دیدن این نمایش در همین چند روز باقیمانده از اجرایش دعوت می کنم. از معدود کارهایی بود که بعد از مدتها خیلی چسبید ! قصه ی نویسنده ی بزرگی ست که تکلیف خودش را با عشق و زندگی نمی داند و توی سوء تفاهمش نسبت به اینها گیر کرده . فکر می کند بازی می کند ولی بازی می خورد !

عکسهای نوای اسرار آمیز


مسخره بود ولی همه ی مدتی که توی صف ایستاده بودم منتظر بودم تو هم بیایی . بعد از مدتها باز هم فقط حامد بود که مثل همیشه برای تئاتر رفتن "پا " بود ! توی همین سکوت با تمام بلاهت فقط  مخلصیم !!!!!!!!!!!


می خواهم لو بدهم . یک راز بزرگ را که نمی دانم کدامیک از شما اولین نفر خواهد بود که این را می خواند . من دارم یک نمایشنامه می نویسم . فعلا فقط چند تا از دیالوگ هایش را داشته باشید.

-  شما دنبال چی هستید؟
- آرامش !
ـ آرامش همون چیزیه که هیچ وقت نمی شه بهش رسید .

- بُتی که بشکنه دیگه شکسته !


نوستالژی :

ـ تئاتر برای من تفریح نیست . من دغدغه ی تئاتر دارم . با تو تئاتر دیدن دغدغه ی منه


همین . باید صبح زود ساعت ۸:۳۰ (!!) بروم با روشن روان مصاحبه بگیرم و برای همین ناچارم الان بخوابم. شاد باشید و درست !

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی  |