تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - بی گلوله کُشتن اینه

آتش از خانه ی همسایه ی درویش مخواه / کانچه بر روزن او می گذرد خون دل است
 ( سعدی )


اگر از انتخابات  یک بار نوشتم و دیگر هم نمی نویسم دلیلش جز اینکه حرف خاصی در این مورد ندارم نیست. فقط اینکه نمی خواستم رای بدهم . یعنی تصمیم گرفته بودم این بار حتما دیگر رای ندهم ، نه تحریمی هستم و نه اینکه این تصمیم دلیل دیگری داشت . فقط انگیزه ای برای رای دادن نداشتم . ولی در نهایت توی آخرین ساعات رای گیری بی هیچ دلیل خاصی و با همان بی انگیزگی رفتم و رای دادم و آمدم ! حالا هم پشیمانم . تکلیف بقیه ی گروه ها که مشخص است ولی اصلاح طلبها هم که منتخب هایم بودند این روزها چراغ روشنی ندادند . کارهایی هم که این روزها دارند می کنند بیشتر آزرا دهنده است تا ... نمی خواهم بیشتر توضیح بدهم . فقط امیدوارم  با حرکت درستشان و عدم تکرار اشتباهات بزرگ گذشته حداقل برای یکبار هم که شده این پشیمانی را اینبار به صورت مثبتی تغییر دهند !


ظهرخبر روی موبایلم آمد که ناصر عبداللهی هم فوت کرد . نمی دانم چرا اینبار دیگر زیاد ناراحت نشدم . شاید چون این همه مرگ زیاد شده است . یعنی عادت کرده ایم به شنیدن خبرهای بد . همه دارند می میرند . ناصر عبداللهی هم مُرد . حالا دلیل توی کما رفتنش هرچه باشد مهم نیست . این و آن می گویند چطور آدمی بود مهم نیست . مهم اینست که با صدایش خاطره داشتیم . پرونده ی ناصریا هم بسته شد . تنها خاطره ای که از او دارم بر می گردد به دو سال قبل که یک شب ساعت ۱:۳۰ تماس گرفت ( حالا اتفاقا من شب ها دیر می خوابم ولی همین تماس هم عجیب بود ! ) و کمی صحبت کردیم و از من ترانه خواست برایش بخوانم و اجازه گرفت از سه ترانه ای که برایش خواندم دو ترانه را پشت تلفن بنویسد و داشته باشد و بعد از آن هم خبری ازش نشد . شماره ی موبایلش هم که دائما در حال عوض شدن بود . نهایتا ۶ ماه بعد به مدیر برنامه هایش زنگ زدم و گفتم که به ایشان بگویید من آن ترانه ها را واگذار کردم تا یک وقت رویش کار نکنند ، حالا ایشان گفتند یا نه دیگر به من مربوط نمی شود .فکر کردم خودم به خاطر ادب این کار را بکنم چیزی از من کم نمی شود . به هر حال خدا بیامرزدش ! من هنوز " عشق است" را بیشتر از بقیه ی کارهایش دوست دارم . با غزل های ناب استاد بهمنی . " از خانه بیرون می روم اما کجا امشب ؟ / شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب ..."


بالاخره آلبوم " نهان مکن"   تازه ترین اثر علیرضا عصار  با همراهی ارکستر سمفونیک لندن به رهبری و  تنظیمی از شهرداد روحانی منتشر شد . اشعار این آلبوم از مولانا ، شاملو ، افشین یدالهی ، شاهکار بینش پژوه  ، افشین مقدم و دکتر شفیعی کدکنی است . بهر حال این راهی بود که عصار انتخاب کرد . چون واقعا از معدود خواننده ها (و شاید تنها خواننده) ی ماست که استایل و شخصیت یک هنرمند کامل را نزدیک به استانداردهای دنیا دارد امیدوارم آلبومش شکست نخورد . ولی چون تقریبا از نزدیک در جریان اتفاقاتی که سر آلبوم منتشر نشده اش با فواد حجازی افتاد و نهایتا هم این آلبوم روانه ی بازار شد بودم نمی توانم حسرتم را از جداییش با فواد و از منتشر نشدن آن آلبوم فوق العاده قایم کنم . ترانه ی افشین مقدم عزیز را که با نام بغض توی این آلبوم کار شد خیلی دوست دارم . مخصوصا جایی که می گوید : اگر کسی در دلِ توست بگو کنار می روم / گناه کن به جای تو بر سرِ دار می روم . " به هر حال ار یک جهت دیگر هم انتشاراین آلبوم در بازاری که فقط کارهای منفی منتشر می شود و می گیرد ، آن هم از طرف کسی که اولین نفر بعد از انقلاب بود که منفی خواند و گفت " خیال نکن نباشی..." خیلی جالب است !


آلبوم دوست خوب و عزیزم نادر بختیاری هم همین روزها روانه ی بازار می شود . ترانه ها با جراحی زیاد مجوز گرفتند و موسیقی هم بعد از یک سال توانست مجوزش را بگیرد .آلبوم ابتدا " کُت رو شونه هام کفن بود" نام داشت که در نهایت به " عاشقونه کشتن اینه " تغییر پیدا کرد . خود این ترانه هم به واقع " بی گلوله کشتن اینه " بود که تیزی تیغ سانسور به آن هم خورد تا بهترین جاهایش عوض بشود ! آلبوم فضای متفاوت و خیلی خاصی دارد و نادر به واقع با جمع کردن این آلبوم ریسک زیادی کرده است. آن هم در بازاری که می بینید چه چیزها دارد می گیرد و مردم به چه چیزهایی گوش می دهند !
تلخی قصه را محمد صالح علا توی جلسه ی دو هفته ی گذشته ی خانه ی ترانه به خوبی به خود ما نشان داد . وقتی سه چهار ساعت داشتیم از ترانه می گفتیم و آسیب شناسی بود و ... ولی در نهایت وقتی صالح علا خواست  ترانه ای را از روی کاغذ بخواند که صدایش را از مهمانی همسایه ی دیوار به دیوارشان شنیده بود و گفت " یه ماچ داد و دمش گرم " جمعیت یک صدا گفتند " دمش گرم بابا دمش گرم " و خودمان فهمیدیم که بهتر است جلسه تمام بشود و بیشتر حرف نزنیم چون تکلیف تقریبا مشخص است !! حالا برای نادر و آلبوم به واقع جدی اش از صمیم قلب آرزوی موفقیت دارم . یک قسمت از ترانه ی "واسه تو تموم شدم" این است :  " واسه تو تموم شدم / زنده باد فراموشی / کیک و شمع و آباژور ؟! / نه ... فقط چراغ موشی / واسه تو تموم شدم / ایندفه دیگه تموم / عیش نامردا حلال / بودن مردا حروم "


دوستان می گویند از خودت کم کار می گذاری . خُب ! این کار را تقدیم می کنم به همه ی آنهایی که باعث می شوند همچنان بیایم و اینجا را به روز کنم . تقدیم به همه ی شما دوستان مَجازی و خاطرات مجازی مان .

پشت کامپیوتر -ُ توی یک اتاقِ شیک
بینِ صفحه های وب ، اسمی از من -ُ کلیک

خیر مقدم -ُ سلام ، به شما که عشقمید
وارد فضایی از ، زندگی ِ من شدید

این فضا مَجازی است ، عشقمان مَجازی است
این ترانه راست نیست ، این ترانه بازی است

بازی ِ مجازی ِ یک کلاغ با پنیر
مُردنِ مجازی ِ قطره آب در کویر

رویشِ مجازی ِ رازیانه در بهار
توی ِ صفر و یک شدن ، لذت ِیک انتحار

فیلترینگ ِ بوسه ها ، بوسه هایِ شکلکی
عشق های ِ BUZZ  شده ، عشق های جلبکی

باز با کدام Serch ، می شود به تو رسید ؟
از کدام پنجره ، می شود ستاره چید ؟

بوسه های من چرا ، هر دقیقه chek شدند
چشمهای تو چرا ، باز صفر و یک شدند

وقتی از همین مَجاز ، عشق ِ من مجسم است
از خود ِ حقیقی ات ، سهم ِ من چرا کم است؟

غرق می شوم که تو ، شکل یک بلم شوی
رد شو از مجاز تا ، سهمی از خودم شوی
*
اولین کلیک ، من ، آخرین کلیک ، تو
لینک می شوم به تو ، تا ابد شریک .... تو !

( میثم یوسفی )


کلیک ! روی اسمت!
اینست
تمام عشقبازی من.
( حدیث لزرغلامی  )


می خواستم از نشریه ی الکترونیکی پیله های شیشه ای که با شماره ی صفرش نوید یک نشریه ی خوب را برای ترانه داد ، بنویسم .هر بار یادم می رفت . از همه ی عزیزانی که برای این نشریه زحمت می کشند تشکر می کنم و به همه شان خسته نباشید می گویم .


پاییز تمام می شود و ما جوجه ای نداریم تا بشماریم ! شب یلدای خوبی داشته باشید . 
( هر بار سعی می کنم کمی پست هایم کوتاه تر باشد نمی شود. به بزرگی خودتان ببخشید . )

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |