تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - روی پاشنه‏ی پا


روی پاشنه‏ی پا می ایستم
تا تعادل جهان را به هم بزنم
از این همه تعادل خسته‏ام
اما بی فایده است
تا تو نباشی باید به این جهان متعادل عادت کنم
و زندگی تحمل‏پذیرتر شود
در را باز گذاشته‏ام
جهان انتظارت را می‏کشد
 تا بیایی و روی پاشنه‏ی پاهایمان
رو به هم بایستیم
و جهان به بوسه‏ای نامتعادل شود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 1 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |