تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - به تو پشت کردم که خنجر ببارد
 

دو، سه روزی می‌شود كه آلبوم خاموش با صداي كويتي‌پور منتشر شده است. قصه‌ي اين آلبوم قصه‌ي جالبي‌ست كه شايد در فرصتي بهتر برايتان نوشتم. ترانه‌ي شام آخر يا همان خاموش را برايتان مي‌گذارم با اين توضيح كه  صلیبی به پشتم در ارشاد مميزي خورد و به جايش نوشتم غمي روي دوشم كه در آلبوم هم همين را مي‌شنويد.

تبی سرد و خاموش گرفته هوا را
بیا زیرو رو کن ته قصه‌ها را
به مریم بگو تا نگرید بر عیسی
که این شام آخر ندارد یهودا 

زمین و زمان را پر از جستجویم
پریشان عطرت، هوا را ببویم
صلیبی به پشتم! تویی روبه‌رویم
بکش خنجرت را به روی گلویم 

به باران بگو تا رهاتر ببارد
کبوتر کبوتر بگو پر ببارد
به تو پشت کردم که خنجر ببارد
به سامان رسیدم؛ بگو سر ببارد! 

زمین و زمان را پر از جستجویم
پریشان عطرت، هوا را ببویم
صلیبی به پشتم! تویی روبه‌رویم
بکش خنجرت را به روی گلویم
 

ترانه: خاموش
شاعر: میثم یوسفی
موسیقی: فرزین قره گزلو
آلبوم: خاموش
خواننده: غلام کویتی پور
ضبط: استودیو پاپ، میلاد فرهودی، حمید آداب، کامبیز مقدم - آبان و آذر ۸۸

كويتي پور + خاموش + ميثم يوسفي

پی‌نوشت: قصه‌ی شکل گرفتن این آلبوم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی  |