تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - بالای تو بالا بلند ! بالا که آوردم . ترانه ام باش !

 

شکسپیر : نمی ترسی؟
مکبت : مادرم همیشه می گفت : بهشت یه در داره ، جهنم هزار تا در. در بهشت یکیه اونم فقط برای وارد شدن . برای همینه که همه کمتر از بهشت حرف می زنن.
شکسپیر : آدم و حوا از بهشت رونده شدن ، نمی ترسی؟
مکبت : از چی؟
شکسپیر : از خدا .
مکبت : پدرم می گفت :خدا کبوتره ، کبوترا از آدما بیشتر می ترسن تا آدما از کبوترا .می گفت : اینو از بهشتش که یه در داره می شه فهمید . منو به خاطر همین از مدرسه ای که یه در داشت بیرون کردن . خدا از آدم و حوا ترسید که از بهشت بیرونشون کرد ... بعد از این دیگه صفحات خالین ، آقای شکسپیر .

(مکبت / اثر ویلیام شکسپیر / بازخوانی محمد چرم شیر و فرهاد مهندس پور )


این ترانه تقدیم شده به نیما کوکلانی ، خودم و همه ی اونایی که خجالت نمی کشن اگه توی یه جمع محترم ، ترانه بالا بیارن !

(کابوس)

مثل ِ حضور ِ درد توی ِ انبساط ِ آه
مثل ِ پرنده وار شدن توی مُستراح

من شکل ِ وَهم های تو اَم تو شبانه هات
کابوسی اَم شبیه ِ تمامِ ترانه هات

شکلِ صداقت ِ همه ی خواب هایِ بد
مثل ِ همون ماهی سیاه ِ عمو صمد

انگاره ای کریه تر از گریه ی یتیم
مثل ِ تمام ِ پنجره های ِ خدا ، عقیم

آواره مثل ِ شعر و نفس بعد ِ شاملو
مثل ِ تنفُر ِ پدر از مادر و هَوو !!

حس ِ جویدن ِ تو توی آرواره ها
الحاق ِ چشمهای ترت  به ستاره ها

تف کردن ِ ترانه ای از جنسِ  وَهم و تب
آغوش خالی ِ منُ این زمهریر ِ شب

من شکل ِ وَهم های تو اَم تو شبانه هات
کابوسی اَم شبیه ِ تمامِ ترانه هات

(میثم یوسفی)


می خواستم که م ی خ واه م بگویم نمی گویم ها را !

وقتی زن نبود که نبود تا زنی زن باشد که نباشد ! نباشد !

هیچ چیز هیچ وقت مهم نبوده ! جز زنی که مهم نبود که باشد یا نباشد چون نبود .

دخترک ! خودت را جر هم بدهی به من نمی رسی ! من خرتر از همه ی هواپیماهای دنیا می پرم  تا به تو برسم  که هیچ وقت نیستی  تا برسی .

آنقدر کالی که طعم گهت دست از سر ما بر نمی دارد که ندارد !

به هیچ وقت ها هم کمی فکر کن . حتی هیچ وقت ! گاهی اینطرف ها پیدایت بشود بد نیست تا پیدایت بشوم تا پیدایت کنم تا پیدایم کنی پیدا .

دلم به اندازه ی همه ی نیامدن های دنیا باد دارد !

تنگت که می شوم دلم باش !

هنوز چشم به راهت ترانه بالا می آورم ! همیشه ن ی ام د ن ی !

( این همین الان متولد شد . لا ... بُد )


ترانه ای بسیار زیبا (صحنه سازی)  از دوست خوبم مهیار کاظم زاده رو میتونین از اینجا گوش کنین . از دوستانی مثل مهیار بعدها بیشتر خواهیم شنید ! شعر ، آهنگ و خواننده ی کار خود مهیاره .


ما ز بالاییم و بالا می رویم
ما ز دریاییم و دریا می رویم
ما از اینجا و از آنجا نیستیم
ما ز بی جاییم و بی جا می رویم
(مولانا)

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 0 قبل از ظهر  توسط میثم یوسفی  |