تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - هُل شده مرتیکه‏ی بی همه چیز

هاني باعث شد آرشيو وبلاگم را زيرورو كنم و به اين شعر محمود طلوعي برسم. محمود پديده‏ي عجيبي‏ست. خوشحالم كه آن روزها بعد از حسين غياثي دومين نفري بودم كه كشفش كردم. لذت كشف، لذت غريبي‏ست.

عکسای ِ اخیرشو تو کشور
می‏خرن به قیمتی خدا تومن
سوژه‏ی تموم ِ بچه‏ها شده
زده روی دست ِ نیکول کیدمن 

خبرا حاکی از اینه که یکی
سر خود تنهایی‏مو به هم زده
بی‏اجازه اومده تو زندگیم
زده آرایششو به هم زده 

صحتِش زیر ِ سواله توی عکس
چشاشو گذاشته تو مزایده
زده تو خط ِ گل و مُراوده
اعتراض ِ رفقامم وارده 

دیگه توجیهی ندارم، بُکنم
دیگه توضیحی نداره که، بده 

یه تن و این همه جای ِ دندون
بی غرض پدیده‏ی امساله
مشکل ِ من تلفن تن‏ها نیست
همه جای ِ بدنش اشغاله

سرِ من وقتشه زیرِ آب بره
بمونم تو ماهِ جاری واسه کی؟
یا حقوقمو به کی هدیه کنم
یا برم اضافه کاری واسه کی؟ 

کی بیاد دس بکشه رو کچلی‏م
کی بیاد لی لی به لالام بذاره
تازه اینایی که گفتم به کنار
بچه‏هامو کی به دنیا بیاره؟ 

خبرا شاکی از اینه که یکی
جفتمو ازم زده، بَدم زده
هُل شده مرتیکه‏ی بی همه چیز
زده آرایششو به هم زده 

(محمود طلوعی)

پي‏نوشت: بعد از حرف‏هايي كه زديم چقدر آرامم! آخيش!

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |