تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - بهترین خبر همین حضور تو

۱- خاتمی آمد. تیتر همه‏ی روزنامه‏های امروز بود. خوشحالم.

۲- پریشب ساعت ۲-۳ با علیرضا پوریوسف رفتیم از کافه‏اش (ریرا) یک سری خرت و پرت برداریم. مامور شهرداری پیاده‏رو را جارو می‏کرد. دنبال هزاری یا دوهزار تومانی گشتم ولی فقط پانصدی و پنج هزار تومانی داشتم. پانصد تومان دادم که اگر ناراضی بود یک پنج هزاری هم بدهم. اما برای همان پانصد تومان دستم را بوسید و شاد و خرامان به کارش ادامه داد... کرو لال هم بود. اما... حالم خوش نیست. برای پانصد تومان دستم را بوسید. می‏فهمید یعنی چی؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی