
۱- صابر ابر فیلم از کجا پیدا شد؟ چقدر خوب که توی تیتراژ ابتدایی نبود. چقدر مریلا زارعی خوب بود، بعید است دوباره بتواند چنین بازیای بکند. جدی می گویم. چرا الی آنقدر کلافه بود. احمد مهرانفر چقدر شبیه یکی از دوستانم بود. وای. پیمان معادی و مانی حقیقی چقدر بازیگر بودند. چقدر شمال بود آنجا. چرا فیلم ولم نمیکرد. چرا نفهمیدم کی تمام شد؟ چرا دلم برای صابر ابر میسوزد؟ گلشیفته... چقدر جایت در سینمای ما خالی میشود. برگرد. شخصیتردازیهای اصغر فرهادی چقدر دقیق بود. چقدر آن لحظات ابتدایی ورود به شمال و ویلا و لحظاتی که همه دنبال کسی میگشتند را با آنهمه تنش و کات و حرکت درست ساخته بود. جوگیر شدهام؟ بله! افتخار میکنم که جو این فیلم من را گرفته است. یک فیلم خوب دیدم. دوست داشتم. زیاد. پس حق دارم جوگیرش باشم.
۲- دربارهی الی یک غافلگیری بود. چیزی که دنبالش بودم و نمییافتم. شروع شد و هنوز تمام نشده است. لحظه به لحظه توی ذهنم ته نشین میشود. فیلمهایی که از دیدنشان ناامید نشدم کم نبودند اما غافلگیری فثقط همین بود. میخواهم بیشتر بنویسم، اما نه الان. بگذارید از جوش خارج بشویم بعد. کمی صبر کنید. مینویسم. اصغر خان فرهادی! کارهایت را دوست داشتم و پیگیرت بودم اما خدا را چه دیدی، شاید از دیشب طرفدارت شده باشم. منتظرم از برلین برگردید. باید در مورد این فیلم حرف زد...
۳- بابت کامنتها سپاسگذارم ولی بگذارید جشنواره تمام شود و بعد در مورد همهی فیلمها بنویسم. میترسم جو این روزها از قضاوت منصفانه دورم کند. فقط خوشحالم که امروز تحمل کردم تا تردید واروژ کریم تمام شود و بابت این استقامت پشیمان نیستم. فکر میکردم با یک هملت ایرانی شده، با یک فرم روایی و پایانبندی کلیشهای مواجهم، اما پایان فوقالعادهی فیلم (هرچند همان هملت بود و فقط چندجا فرم کشتار و روایتش جابهجا شده بود) دلگرمم کرد. امیدوارم این کارگردان خوب هرچه زودتر سلامت جسمیاش را به دست بیاورد و باز هم فیلم بسازد.
۴- تهران چهقدر زیبا بود. دیشب، با سرخوشی ِ "دربارهی الی" و هوای ناب تهران و اتوبانهای سرحالش، با همراهی علیرضا پوریوسف در مسیر بازگشت از خانهی آرش همهچیز خوب بود. تا ۲ شب دربارهی الی را دیدیم، تا ۴:۳۰ صبح در موردش حرف زدیم و بعد هم با هوای مهآلود و تصویر کلوزآپ الی با آن روسری قرمز و چشمهای کلافهاش به خانه رسیدیم. الی چیزیست که کم کم در من تهنشین می شود...
۵- حسن خان فتحی. قول دادی که پایانبندی فیلم را توی تدوین درست کنی. این را برای دررفتن از کبابخوری با من و فردین خلعتبری هم که گفته باشی جدیاش گرفتم. باور کن حیف فیلمت بود. اگر آن توضیح واضحات نبود یک اثر عالی ساخته بودی. راستی ما هم کباب نخوردیم. دیرمان شد و نرسیدیم دیگر.
۶- آدم چیست؟
آه و دم
آه از دمی که این همه ساعت طول می کشد!...
(شمس لنگرودی)
*: این را شهاب حسینی از قول زن آلمانیاش در مورد دلایل جداییشان در پاسخ به سوال ترانه علیدوستی (الی) میگوید.