تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - Je suis malade

دوست دارم این ترانه را تقدیم کنم به آرش، که همیشه هست و خواهد بود و امیدوارم همیشه دلش خوش باشد. گرچه این‌روزها خستگی‌اش را می‌بینم و روزهای بی‌خوابی‌اش را، اما دل‌خوشم که این‌ها هم تمام می‌شوند سرخوشی‌های همیشگی با ماست.

(دلم خوش نيست)

ترانه‌ای از سرژ لاما به آواز لارا فابين
ترجمه‌ی محسن قادری 

ديگر رويا نمي‌بينم ديگر سيگار نمی‌كشم
ديگر حتي سرگذشتی ندارم
ژوليده‌ام بي‌تو، زشتم بی‌تو
دخترك يتيم نوان‌خانه‌ام
ديگر حتي نمی‌خواهم زندگی کنم
تو كه مي‌روي زندگي‌ام رنگ می‌بازد
ديگر از خواب و خور افتاده‌ام
با رفتنت شروع می‌شود
از روي سكوي قطار...
دلم خوش نيست، دلم هيچ خوش نيست
مثل آن زمان كه مادرم شب ازخانه بيرون می‌رفت
و مرا با نوميدی‌هايم تنها می‌گذاشت
دلم خوش نيست، دلم هيچ خوش نيست
مي‌آيي اما هرگزنمی‌دانم كي؟
مي روي وهرگز نمی دانم كجا؟
و حالا ديگر دو سالي مي‌شود
كه اصلا برايت مهم نيست
مثل صخره، مثل گیاه
چنگ زده ام به تو
خسته‌ام، بي‌توان‌ام
از خوشبخت نشان دادن خويش
وقتی که مي‌آيند
تمام شب جام‌ها را سرمي‌كشم
طعم همه‌شان برايم يكي است
همه چيز رنگ و بوی تو را دارد
كجا بروم كه نباشي
دلم خوش نيست دلم هيچ خوش نيست
خونم را در رگ تو مي ريزم
پرنده‌اي بي‌جان‌ام، آن‌گاه كه مي‌آرمي
دلم خوش نيست دلم هيچ خوش نيست
همه‌ی آوازهايم را از من ربودی
همه‌ی حرف هايم را از من ربودی
اما آخر پيش از غم تو مرا ذوقی بود
اين عشق از پايم می افکند و اگر ادامه يابد
كنار راديو مثل دختركي كودن
در تنهايي كز خواهم كرد
و آواز خود را خواهم شنيد که گوشم را پر می کند
دلم خوش نيست دلم هيچ خوش نيست
مثل آن زمان كه مادرم شب از خانه بيرون مي رفت
و مرا با آرزوهايم تنها مي گذاشت
دلم خوش نيست آری دلم خوش نيست
همه آوازهايم را از من ربودی
همه حرفهايم را از من ربودی
و من سری سربه سر ناخوش دارم
سر به سر دلتنگ!می شنوی؟ دلم خوش نيست
 

Je suis malade

Lara fabian

Serge Lama

  Je ne rêve plus
je ne fume plus
Je n'ai même plus d'histoire
Je suis sale sans toi
je suis laid sans toi
Je suis comme un orphelin dans un dortoir
Je n'ai plus envie de vivre ma vie
Ma vie cesse quand tu pars
Je n'ai plus de vie et même mon lit
Se transforme en quai de gare
Quand tu t'en vas
Je suis malade complètement malade
Comme quand ma mère sortait le soir
Et qu'elle me laissait seul avec mon désespoir
Je suis malade parfaitement malade
T'arrives on ne sait jamais quand
Tu repars on ne sait jamais où
Et ça va faire bientôt deux ans
Que tu t'en fous
Comme à un rocher
comme à un péché
Je suis accroché à toi
Je suis fatigué
je suis épuisé
De faire semblant d'être heureux
Quand ils sont là
Je bois toutes les nuits
Mais tous les whiskies
Pour moi ont le même goût
Et tous les bateaux portent ton drapeau
Je ne sais plus où aller
tu es partout
Je suis malade complètement malade
Je verse mon sang dans ton corps
Et je suis comme un oiseau mort
Quand toi tu dors
Je suis malade parfaitement malade
Tu m'as privé de tous mes chants
Tu m'as vidé de tous mes mots
Pourtant moi j'avais du talent avant ta peau
Cet amour me tue et si ça continue
Je crèverai seul avec moi
Près de ma radio comme un gosse idiot
Écoutant ma propre voix qui chantera
Je suis malade complètement malade
Comme quand ma mère sortait le soir
qu'elle me laissait seul avec mon désespoir
Je suis malade c'est ça je suis malade
Tu m'as privé de tous mes chants
Tu m'as vidé de tous mes mots
Et j'ai le cœur complètement malade
Cerné de barricades
T'entends je suis malade

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 3 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |