
دوست دارم این ترانه را تقدیم کنم به آرش، که همیشه هست و خواهد بود و امیدوارم همیشه دلش خوش باشد. گرچه اینروزها خستگیاش را میبینم و روزهای بیخوابیاش را، اما دلخوشم که اینها هم تمام میشوند سرخوشیهای همیشگی با ماست.
ترانهای از سرژ لاما به آواز لارا فابين
ترجمهی محسن قادری
ديگر رويا نميبينم ديگر سيگار نمیكشم
ديگر حتي سرگذشتی ندارم
ژوليدهام بيتو، زشتم بیتو
دخترك يتيم نوانخانهام
ديگر حتي نمیخواهم زندگی کنم
تو كه ميروي زندگيام رنگ میبازد
ديگر از خواب و خور افتادهام
با رفتنت شروع میشود
از روي سكوي قطار...
دلم خوش نيست، دلم هيچ خوش نيست
مثل آن زمان كه مادرم شب ازخانه بيرون میرفت
و مرا با نوميدیهايم تنها میگذاشت
دلم خوش نيست، دلم هيچ خوش نيست
ميآيي اما هرگزنمیدانم كي؟
مي روي وهرگز نمی دانم كجا؟
و حالا ديگر دو سالي ميشود
كه اصلا برايت مهم نيست
مثل صخره، مثل گیاه
چنگ زده ام به تو
خستهام، بيتوانام
از خوشبخت نشان دادن خويش
وقتی که ميآيند
تمام شب جامها را سرميكشم
طعم همهشان برايم يكي است
همه چيز رنگ و بوی تو را دارد
كجا بروم كه نباشي
دلم خوش نيست دلم هيچ خوش نيست
خونم را در رگ تو مي ريزم
پرندهاي بيجانام، آنگاه كه ميآرمي
دلم خوش نيست دلم هيچ خوش نيست
همهی آوازهايم را از من ربودی
همهی حرف هايم را از من ربودی
اما آخر پيش از غم تو مرا ذوقی بود
اين عشق از پايم می افکند و اگر ادامه يابد
كنار راديو مثل دختركي كودن
در تنهايي كز خواهم كرد
و آواز خود را خواهم شنيد که گوشم را پر می کند
دلم خوش نيست دلم هيچ خوش نيست
مثل آن زمان كه مادرم شب از خانه بيرون مي رفت
و مرا با آرزوهايم تنها مي گذاشت
دلم خوش نيست آری دلم خوش نيست
همه آوازهايم را از من ربودی
همه حرفهايم را از من ربودی
و من سری سربه سر ناخوش دارم
سر به سر دلتنگ!می شنوی؟ دلم خوش نيست
Lara fabian
Serge Lama
Je ne rêve plus