تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - ای دیوانه‌تر از خود

۱ )

جنگ است اسماعیل، جنگ!

بین همسایه وهمسایه، پدر و پسر، مادرودختر

و بیمارستان‌ها وتیمارستان‌ها به‌روی آینده بازند

و این‌را توگفته بودی

عینک‌ات را بردار اسماعیل، این قیقاج را با چشم‌های

                                                         قیقاجت ببین

 مواظب باش روی مین‌ها پانگذاری 


۲)

شعری را که درخانه‌ی اجاره‌ای گفته شده باشند
ازصد فرسخی
 
               می‌شناسم

 

((اسماعیل (یک شعر بلند) - رضا براهنی))


نوشته‌ی پست قبلی متعلق به‌دوستی‌ست که خواسته نظرات تان را بداند و برایش مهم است. قسمتی از یک فیلم‌نامه هست. (برای این نوشتم که بدانید نوشته‌ی من نیست!)

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |