
لعنت به این زندگی. سیامک هم رفت. سیامک پیشدادیان، دوست خوب، آهنگساز و نوازندهی خوب و بسیار توانا... کسی که بیمار شدنش را باور نمیکردم، چه برسد به ...
سیامک یادت هست؟ آخرین باری که با هم صحبت کردیم دو ماه قبل بود. گفتی برایم دعا کن و گفتم دعا میکنم ولی تو که چیزیت نیست، تو اگر مریض باشی وای با حال ما. مراحل شیمی درمانی را میگذراندی و بعد از بیماریات همدیگر را ندیده بودیم، شاید تو نمیخواستی سیامک گیس بلند شنگول را با سری تراشیده و حالی نذار ببینم، شاید هم خودم نمیخواستم اینچنین شود.
چه برنامه هایی که نداشتیم. قرار بود وقتی سعید شهرام از امریکا برگشت تو را یشش ببرم تا موسیقی فیلم را شروع کنی. بهرام دهقانیار هم همیشه با متلک و شوخی در موردت حرف میزد. پارتهای کنسرت اش با گوگوش دست تو بود و قرار بود همین روزها باهم پیش بهرام برویم که هم بگوییم و بخندیم و هم وساطت ات را بکنم تا تاخیر دوساله ی تو را در بازگرداندن پارتیتورها ببخشد.
دوسالی میشد که روی ترانهی "خلاصم کن" من ملودی گذاشته بودی و تنبلی من باعث شد هیچوقت درست و حسابی کار را نشنوم و فقط آنرا یکبار با گیتار و نصفه و نیمه برایم زدی. ترانهی "خونشراب"م را هم خیلی دوست داشتی و میگفتی روی آن یک موسیقی متفاوت کار کردهای که خودم بیایم و دکلمه کنم. که این هم هیچوقت اتفاق نیفتاد. حالا باید بنشینم و حسرت روزهای بیهم بودن را بخورم. روزهایی که باهم بودن را به هیچ میفروختیم. که چیزهای مزخرفتری را به این باهم بودنها ترجیح میدادیم.
برای روح بزرگ سیامک پیشدادیان آرزوی آمرزش دارم و میروم تا این حال بد را با در و دیوار قسمت کنم.
این ترانهها را به روح سیامک عزیز تقدیم میکنم و میدانم همیشه با اینها سیامک را بهخاطر خواهم آورد و حسرت روزهای از دست رفته را خواهم خورد.
(خون شراب)
باز گلوم خشك شده تو گيلاس خون و بريز
خط بكش رو تن من خطی با سنگای تيز
خون و خون! خونهخراب قدبكش از ته خواب
جاي دندون كيه؟ مونده رو سينهی آب
توی دستای جنون بيا فالمو ببين
من ميخوام بتركم با سه تا نقطهی مين
من ميخوام رها بشم يه خيانت عاليه
باز گلوم خشك شده چرا گيلاس خاليه؟
خون بريز خونهخراب تف به ذات لجنت
تف به حالم كه بده تف به ساقی شدنت
(خلاصم كن)
تركم نه! خلاصم كن وقتي كه نفس منگه
وقتي كه تو مي ری و مصلوبِ تو دلتنگه
وقتي كه قفس بودن فرجام نفسهامه
وقتي كه بدونِ تو هر عقربه ناكامه
مصلوب تو بودم تا با تو ابدی باشم
مي مونم و میپوسم بعد از تو كه تنها شم
اعداميِ چشماتم عاشقترم از هر بار
وقتی كه تو میری و میپوسم از اين آوار
وقتی كه تو میری و میميره همآغوشی
خط میخوره روياهام از ترسِ فراموشی
بانو! قسمت میدم حالا كه نفس منگه
تركم نه! خلاصم كن بدجور دلم تنگه
پینوشت: ترانهای از سیامک