تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - این قفس، چون دلم، تنگ و تار است

۱- آلبوم تک‌نوازی تار مرتضی نی‌داوود، خالق آثار جاودانه‌ای مثل «مرغ سحر» و «آتش دل» منتشر شد. استاد نی‌داوود متولد ۱۲۷۹ در خانواده‌ای هنری بود و در سال ۱۳۵۸ به‌خاطر بیماری به امریکا سفر کرد تا در سال ۱۳۶۹ و در خاک غربت دنیا را وداع گوید.
۲- «مرغ سحر» معروف‌ترین اثر این آهنگ‌ساز است. شعر ملک‌الشعرای بهار در فضای خفقان دهه‌ی چهل با موسیقی جاودانه‌ی نی‌داوود همراه شد تا برای چندین نسل خاطره شود. هنوز در هر محفلی وقتی مرغ سحر پخش می‌شود کودک و بزرگ آن را زمزمه می‌کنند و هم آوای خواننده می‌شوند. اولین‌بار این آهنگ توسط ملوک ضرابی خوانده شد، ولی صدای قمر‌الملوک وزیری بود که آن را جاودانه کرد. آشنایی نی‌داوود و قمرالملوک هم در یک میهمانی اتفاق افتاده بود تا نی‌داوود یکی از بزرگترین استعدادهای تاریخ آواز ایران را کشف کند و پرورش دهد. البته بعدها اجراهای متعددی از این ترانه مثل اجرای محمدرضا شجریان و فرهاد مهراد هم به خاطره‌ی ایرانیان راه پیدا کرد.
۳- بزرگ‌ترین عمویم آرشیو خیلی خوبی از موسیقی سنتی و ایرانی  داشت. البته نمی‌دانم این‌روزها چیزی از آن باقی مانده باشد. زمانی‌هایی از روزهای کودکی‌ام که در خانه‌ی عمو می‌گذشت، گاه همراه با صدای پریسا بود، گاه قمر‌الملوک و یا جواد بدیع‌زاده «خزان عشق» می‌خواند. تابستان هایی که در کرج و در خانه‌ی عمو بودم به جز موسیقی بستنی داشت، شوخی و بازی با عمو داشت، فوتبال در زمین خاکی نزدیک خانه‌شان داشت و ... حتی یک بار با حسن علیشیری عزیز کشف کردیم که احتمالا در زمین خاکی محله‌ی گلشهر کرج، با هم فوتبال هم بازی کرده‌ایم.
۴- عمو و زن‌عمو هیچ‌گاه بچه‌دار نشدند. عمو در چند سال اخیر، همه‌ی زندگی‌اش را برای مادرش گذاشت. مادربزرگ بیمار شده بود و زن عمو و عمو فیروز مثل یک بچه‌ی کوچولو لی‌لی به لالایش می‌گذاشتند، خریدهایش را می‌کردند، خانه اش را تمیز می‌کردند و برای کودکی مادربزرگ پفک و بستنی می‌خریدند. عمو را این‌روزها، بعد از مادربزرگ، پیرتر و خسته‌تر از گذشته می‌بینم. نگران و دلواپسش هستم و از بابت این‌که زندگی مزخرف نمی‌گذارد بیش‌تر با او هم‌کلام شوم غمگینم.
۵- ظلم ظالم، جور صیاد/ آشیانم، داده بر باد/ ای خدا ای فلک ای طبیعت/ شام تاریک ما را سحر کن...

پی‌نوشت اول: دانشگاه عزیز! دلم برایت تنگ شده است. امیدوارم بالاخره در سال ۸۷ از شر بنده خلاص شوی. البته که مهندسی عمران اصلا به من نمی‌آید، ولی غرض خلاص شدن شماست.

پی نوشت دوم: متاسفم از این‌که دوباره بحث‌هایی پیش آمد که بارها توی این اینترنت مزخرف تجربه‌اش کرده‌ایم و آخرش هم فایده‌ای ندارد. با این همه خود من خونسرد و آرام، حتی با توهین ها کنار می‌آید. ولی وقتی به دوستم توهین شود، آن هم با هوچی‌گری و ده‌نمکی‌بازی که همان پاک کردن حقیقت و انعکاس آن در جهت کاملا معکوس است، نمی توانم ساکت بنشینم. رضای عزیز، برادر، رفیق، ممنونم که به‌خاطر من سکوت کردی و چیزی نگفتی. رضا جان دنیا آن‌قدر کثیف و گند شده است که بی‌معرفتی و نامردی از هرکسی قابل تصور است. گفتن ندارد، کاش مردم گذشته‌شان را فراموش نکنند، کاش یادشان بیاید که فلان مصاحبه یا فلان یادداشت را چگونه و با کمک چه کسانی نوشته‌اند، کاش یادشان بیاید که کجای فلان قضیه بودند و هستند که حالا اظهار نظر می‌کنند و... البته که اظهار نظر کردن حق هرکسی هست، ولی وقتی کم بیاوری و توهین کنی و هوچی‌گری دربیاوری، تنها و تنها علتش را باید از ناتوانی‌ها و عقده‌های شخصی‌ات سراغ گرفت. به‌هرحال دوباره ازرضا بابت بزرگواری و سکوتش ممنونم و امیدوارم که این بحث‌های مزخرف همین‌جا تمام شود. من هم سعی می‌کنم از این به بعد برای کسانی که ارزشش را دارند، وقت و انرژی بگذارم. از جانب خودم بابت هیچ‌چیزی ناراحت نیستم و فقط به کوچکی دنیا و انسان‌هایش لبخند می‌زنم.

پی‌نوشت سوم: پریروز که اتفاقی سراغ خرید رفتم گوجه فرنگی کیلویی ۲۵۰۰ تومان بود، می‌فهمید یعنی چه؟! بعد هم که احمدی‌نژاد عزیز می گوید از گرانی باخبر است و با مردم هم‌دردی می‌کند، ولی محله‌شان گوجه‌فرنگی را کیلویی ۲۵۰۰ نمی‌فروشند، ارزان‌تر است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 7 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |