تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - تاس‌ها را کلافه می‌ریزیم

۱- درست موقعی که فکر می‌کنی همه‌چیز روبه‌راه است، می‌فهمی که دقیقا هیچ‌چیزی روبه‌راه نیست و همه‌ی مشکلات کوچک و بزرگ روی سرت آوار می‌شوند. دی‌روز آن‌قدر بد بودم که مغزم داشت از فشار فکرهای بی‌سروته می‌ترکید. یادم نمی‌آید قبل از این دقیقا آخرین بار کی این‌طوری شده بودم، چون کلا آدم راحتی هستم و زندگی را هم به هیچ وجه سخت نمی‌گیرم. دی‌شب بعد از این‌که که با رضا و حامد حرف زدیم خیلی بهتر شدم. مشورت کردیم و گفتیم و خندیدیم. بهترین جای‌اش هم آن‌موقعی بود که از سر بی‌کاری تصمیم گرفتیم نوبتی به همه‌ی عشق‌های زندگی‌مان اعتراف کنیم. بعضی وقت‌ها اعتراف هم چیز خیلی خوبی‌ست.

۲- این‌روزها شنیدن ترانه‌های خوب خیلی می‌چسبد. از ترانه‌های فوق‌العاده‌ی شهیار قنبری برای مهرداد و گوگوش بگیر تا این قسمت از ترانه‌ای که افشین خوانده و فکر می‌کنم مال بابک روزبه است: «بی‌خودی حالمو نپرس، چیزی نمی‌فهم ازم/ اشکاتو خرج من نکن، ما که نمی‌رسیم به هم» . درکل بابک روزبه را عشق است! البته مدلی گل نیلوفی آبی که قسمت‌هایی از چند ترانه‌ی محمد صالح علا و زویا زاکاریان است و در آلبوم‌های قدیمی مهرداد منتشر شده بود هم به اندازه‌ی خودش کلی چسبید. مخصوصا این‌جا «دست من نیست گاهی وقتا، روزم آفتابی نمی‌شه/ حتی با معجزه‌ی عشق، آسمون آبی نمی‌شه/ دست من نیست، گاهی وقتا تلخ و بی‌حوصله می‌شم/ بین ما، بین من و تو، من خودم فاصله می‌شم/ دست من نیست، دست من نیست...» . فقط نمی‌دانم این‌همه ترانه‌ی خوب چرا باید به دست مهرداد با آن صدا و موسیقی برسد! 

۳- این‌همه سال، همیشه کسی که بود و حضورش بهترین پشت‌گرمی بود فقط تو بودی. خدا تو را اختصاصی به من هدیه داده بود. رفیق همه‌ی سردرگمی‌ها و تنهایی‌ها، بغض‌ها و ناتوانی‌ها. حالا قبول کن حتی فکر کردن به شرایط نو و زندگی نو به اندازه‌ی کافی دل‌گیر است. اما این‌که تو خوش‌بختی و خوش‌بخت‌تر می‌شوی، خوش‌حالی و خش‌بختی من است. همین کافی‌ست.

۴- دختری روی بار می‌ترسد/ شاعری از شعار می‌ترسد/ مُرده‌ها وَهم ِ زندگی دارند/ بمب، از انفجار می‌ترسد/ زندگی روی شعله می‌سوزد/ مردی از انتحار می‌ترسد/ من دوباره به راه می‌افتم/ جاده از انتظار می‌ترسد/ یک نفر بی‌بهار می‌میرد/ یک نفر از بهار ........می‌ترسم! ...

۵- ولی الان خوبم، یعنی از دی‌روز خیلی خیلی بهترم! بهتر هم می‌شوم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 5 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |