
گاهی آنقدر دیر می شود که بادبادک از تو می گریزد و مرد می شوی
پوست کنده بگویم:
عروسکی روی زندگیم بگذار.
(گراناز موسوی)
این ترانه تقدیم شده به آیلین عزیز و خوبی هایش.
(به خودم می گم بزرگ شو)
به خودم می گم بزرگ شو ، از تو ساکت شو ، خفه ، هیس!
تو خودت فکر خودت باش ، اگه هیشکی فکر تو نیس
بوی گل خونه رو حس کن ، از همین گُلای سفره
می تونی که آسمون شی ، حتی تو دالون و حفره
جلوی آینه که می رم ، می بینم خیلی بزرگم
انگاری که رو تن گل ، جای دوندونای گرگم
به خودم می گم نترس از، فصل گم کردن ِ تیله
زیر چکمه ی زمستون ، یخ زدن با یه قبیله
فال قاصدک می گیرم ، شاید این نحسی به در شه
شاید این تن ِ معطل ، پای چشم تو هدر شه
من خیال دارم چشات ُ ، توی باغچه مون بکارم
هرچی بارون هر چی بوسه س ، روی پوست تو ببارم
چون بزرگ شدم نمی خوام ، از تنم یه لحظه کم شی
چِش می ذارم تا بری و ، پشت ِ پلک ِ من قایَم شی
(میثم یوسفی)