
ساعت چهار صبح پنج شنبه تا ظهر جمعه با دوستان در اصفهان بودیم، در خدمت بچههای خانهی ترانهی اصفهان. سفر خوبی بود و بچههای اصفهان هم زحمت زیادی کشیدند. در مورد ترانهی اصفهان هم باید بگویم فضای کلاسیک شعری به شدت در آنجا حکمفرماست و بچههای ترانه واقعا اذیت میشوند، ولی همین فضا را بهطور ناخودآگاه خودشان هم رعایت میکنند. ترانههای درست و خوبی دارند و گاهن از نظر موارد تکنیکی ترانههایی بسیار خوب. اما مسئلهی مهم ایناست که اتفاقاتی در مفهوم باید بیفتد در ترانههای این دوستان بسیار کم دیده میشود و فکر میکنم دلیل این مسئله این است که هنوز وزن و قافیه یا نداشتن ضعف تالیف برایشان از خلق یک مفهوم فوقالعاده مهمتر است. این هم به نوع نگاه برمیگردد. همانطور که روزبه آزادی عزیز هم اذعان داشت؛ او سعدی را دوست داشت چون همیشه از نظر تکنیک از بقیهی شعرا یک سر و گردن بالاتر بوده و من مولانا را میپسندم و می پرستم، با آن اتفاقات ویرانکننده در شعرش، حتی اگر گاهن قافیه را هم رعایت نکرده باشد. دوباره از دوستان اصفهانی، روزبه و محسن آزادی (که تازه آنجا فهمیدم داداش هم نیستند) و علی الخصوص مهدی ایوبی همیشه عزیز تشکر میکنم و امیدوارم بهزودی ببینمشان.
# : قسمتی از ترانهای با صدای فرزاد فرومند و شعر ابراهیم اسماعیلی، از ترانهسرایان اصفهانی.