تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - بارونه

دیشب باران بارید، سرما خوردم اما چون باران بارید و باران هم چیز خوبی ست و من باران را دوست دارم و باران اسم دختر است ولی من دختری به اسم باران را دوست ندارم و فقط باران را دوست دارم و باران چیز خوبی ست پس دیشب خیلی خوب بود چون دیشب باران بارید و من سرما خوردم و باران دختری ست که من دوستش ندارم ولی باران را.... باران را...


این روزها دوست دارم محمد صالح علا را حتما ببینم و حتما همین روزها می روم پیشش چون می دانم چقدر از این همه باران سرخوش است...


بارون بارون بارونه... می باره دونه دونه ... رو سقف ِ باز ِ خونه
وقت قدم زدن بود
                 بارون تموم ِ من بود
                          پر از هوای زن بود ...

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی  |