تبليغاتX
که زن نبودی... امّا - Re:

موخره ای برای بازی آرزو! (قبل از این پست پست قبلی را بخوانید!!):
دوستان می گویند تو همیشه بازی ها را به هم می ریزی! ۵ تا آرزو بنویس دیگر! من هم ۵ تایی که الان یادم می آید را می نویسم! اگر آرزوی مهم تری بوده که الان یادم نیست دیگر تقصیر من نخواهد بود!

۱ ) همان آرزویی که در نوشته ی قبلی گفته بودم + سالی بدون خون و جنگ و قفس!!

۲ ) امیدوارم بالاخره سال بعد این درس لعنتی مهندسی عمران را تمام کنم! امسال که حتما تمام نخواهد شد!

۳ ) امیدوارم شرایط ادامه ی تحصیلم برای کارشناسی ارشد در دانشگاه و رشته ی مورد علاقه ام (ادبیات نمایشی) به وجود بیاید و اگر نشد بتوانم در یک دانشگاه معتبر خارجی ادامه تحصیل بدهم!

۴ ) امیدوارم بالاخره آلبوم پیمان نیکسار که انگار مثل اسمش واقعا طلسم شده به بازار بیاید!!

۵ ) امیدوارم دوست های خوبم را از دست ندهم و آنهایی که دوستشان دارم همیشه باشند و پاینده!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط میثم یوسفی